محمد ابراهيم نواب ( بدايع نگار )
63
فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي )
برابر فارسي نداشته ، مانند لغات ادارى وديواني عربى ولغات كوتاه وفصيح وارد زبان فارسي شده است . در قرن چهارم وپنجم ، زبان پارسى درى ، زبان أدبي متداول إيران بود ونگارش نثرهاى مرسل ساده با اندك واژهها وتركيبات عربى حاكميت داشت . از أواخر قرن پنجم تا قرن هشتم ، به تدريج نثر فارسي از حالت ساده قديم بيرون رفت وپارسى روان ودلانگيزى كه در آثار دورهء سامانى وسلجوقى مىبينيم ، اندك اندك به نثر متكلّف مصنوع كه از روى تفنّن وتقليد از تعابير عربى بود ، تغيير يافت . وشايد منشأ اصلى اين تغيير سبك ، رواج أدبيات عرب در ميان طبقهء درس خوانده باشد « 1 » . هرچه از قرن ششم دور مىشويم ، مترادفات ، سجعها ، موازنهها وديگر صنايع لفظي ونيز واژههاى عربى وفارسي بيشتر مىشود . البتة ورود وتأثير ديگر زبانها ولغات دخيل از يونان ومصر وهند ومغول وترك را نبايد از نظر دور داشت . از آثار دو قرن چهارم وپنجم ، تاريخ بيهقى اثر أبو الفضل بيهقى ( م 470 ه ) وقابوسنامه تأليف در ( 475 ه ) اثر عنصر المعاني كيكاووس وسياستنامه اثر خواجة نصير الدين طوسي ( م 485 ه ) وآثار ناصر خسرو قباديانى ( م 481 ه ) را مىتوان ياد كرد . اما نثر مصنوع متكلّف يا نثر فنّى كه نثرى آراسته به صنايع لفظي ومعنوي وآميخته به أمثال واشعار وشواهد فارسي وعرب است ، تا سدهء هشتم هجرى تا صدى هشتاد آثار را شامل مىشد . نمونهء اين آثار را مىتوان : مقامات حريرى ، تاريخ وصّاف ، التوسّل إلى الترسّل ونفثة المصدور نام برد .
--> ( 1 ) . نثر فارسي از آغاز تا نظام الملك طوسي ، ذبيح اللّه صفا ، ص 114 .